همکاری سگهای نگهبان با پروژه بازگرداندن ماموت پشمالو
کولوسال بایوساینسز با کمک شخصیتهای محبوب این مجموعه، کودکان را با حفاظت از گونههای در معرض انقراض آشنا میکند.

به گزارش سینما شارپ، کولوسال بایوساینسز (Colossal Biosciences)، شرکتی فعال در زمینه احیای گونههای منقرضشده که برای بازگرداندن ماموت پشمالو تلاش میکند، از شخصیتهای سگهای نگهبان (Paw Patrol) برای معرفی برنامههای حفاظتی خود کمک گرفته است.
پارامونت (Paramount)، اسپین مستر (Spin Master) و کولوسال در این کارزار با یکدیگر همکاری میکنند تا به کودکان بیاموزند حیوانات واقعی همیشه گروه سگهای نگهبان را برای نجات خود در اختیار ندارند. هدف این برنامه، افزایش آگاهی درباره خطراتی است که گونههای جانوری را تهدید میکنند.
مایکل دوگرتی (Michael Dougherty)، نویسنده و کارگردان گودزیلا: پادشاه هیولاها (Godzilla: King of the Monsters)، در ساخت ویدئوی این کارزار مشارکت کرده است. کارتر یانگ (Carter Young)، صداپیشه مارشال، سگ آتشنشان مجموعه، نیز در این ویدئو حضور دارد.
این کارزار به کودکان توضیح میدهد که تهدید حیوانات همیشه از سوی شخصیتهای شروری مانند شهردارانی با کت بنفش و کلاه سیلندری ایجاد نمیشود. بیماریها و فعالیتهای انسانی اغلب نقش مهمتری در به خطر افتادن گونههای جانوری دارند.
پیام اصلی برنامه این است که کودکان نسل آینده محافظان زمین هستند و میتوانند با همکاری یکدیگر، نسخهای واقعی از سگهای نگهبان برای سیاره خود باشند.
کولوسال اعلام کرده است که تاکنون از فناوریهای خود برای کمک به احیای گرگهای سرخ استفاده کرده؛ گونهای که تنها ۱۴ نمونه از آن در طبیعت باقی مانده است. این شرکت میگوید همان فناوری پیشتر برای بازگرداندن گرگهای وحشت به کار رفته بود.
پژوهشگران کولوسال از حسگرهای زیستآوایی مجهز به هوش مصنوعی نیز برای رمزگشایی زوزههای این گرگها استفاده کردهاند. این شرکت اکنون با قبایل بومی و شرکای دیگر روی بیش از ۲۵ پروژه حفاظتی مبتنی بر هوش مصنوعی و زیستفناوری همکاری میکند. حفاظت از کرگدنها و دوزیستان نیز بخشی از این برنامهها است.
ایده بازگرداندن گونههای منقرضشده شباهتهایی به داستان پارک ژوراسیک (Jurassic Park) دارد. فیلم سگهای نگهبان: فیلم دایناسورها (Paw Patrol: The Dino Movie) نیز روایتی مشابه را در قالب ماجرایی مناسب کودکان پیشدبستانی ارائه میکند.
در داستان این فیلم، کشتی سگهای نگهبان گرفتار طوفانی مرموز میشود و اعضای گروه پس از سقوط، خود را در جزیرهای گرمسیری و ناشناخته میبینند که دایناسورها در آن زندگی میکنند. آنها در جزیره با رکس آشنا میشوند؛ سگی که سالها در آنجا گرفتار بوده و اطلاعات زیادی درباره دایناسورها به دست آورده است.
شهردار هامدینگر، دشمن قدیمی گروه، برای بهرهبرداری از منابع طبیعی جزیره عملیات استخراج بیمحابایی را آغاز میکند. اقدامات او ناخواسته باعث فوران آتشفشانی عظیم و خاموش میشود.
سگها سپس با مجموعهای از مأموریتهای نجات بزرگ و خطرناک روبهرو میشوند که از تمام عملیاتهای قبلی آنها دشوارتر است. آنها باید پیش از نابودی تمام موجودات جزیره، هامدینگر را متوقف کنند.
