۳ اتفاق غیرمنتظره در پایان سریال خیانت فقط آغاز بود
افشای خیانتها، پنهانشدن سه جسد و نتیجه اشتباه تحقیقات پلیس، سرنوشت خانوادههای درگیر داستان را تغییر دادند.

به گزارش سینما شارپ، پایان سریال خیانت فقط آغاز بود (The Affair Was Just the Beginning) زندگی چهار شخصیت اصلی را وارد آشوبی کامل کرد. کیونگ هی با بازی کیم هه سو (Kim Hye Soo)، جه هونگ با بازی کیم جی هون (Kim Ji Hun)، سو جونگ با بازی چو یو جونگ (Cho Yeo Jeong) و بو سونگ با بازی کیم جه چول (Kim Jae Chul) باید با پیامدهای خیانتها و جنایتهایشان روبهرو شوند.
دختران آنها، یه جی و مین سو، والدین خود را در موقعیتهایی رسواکننده میبینند. در همین زمان، نا دول با بازی پارک ریانگ وو (Park Ryang Woo)، برادر کارآگاه ناپدیدشده نا سول، دو دختر را تعقیب میکند. حضور چوی سانگ چول با بازی لی دوم سوک (Lee Dom Seok)، وکیل طلاقی که هنگام پیداکردن تلفن خود به مدرکی مهم میرسد، اوضاع را پیچیدهتر میکند.
یه جی ویدیوی رابطه پدرش، جه هونگ، با سو جونگ را میبیند. مین سو نیز متوجه رابطه پدرش، بو سونگ، با کیونگ هی میشود. افشای خیانتهای دو زوج، والدین را وادار میکند با دستپاچگی اتفاقات را توجیه کنند.
کیونگ هی و بو سونگ تلاش میکنند مین سو را متقاعد کنند که برداشتش اشتباه بوده است. یه جی نیز باوجود شوک ناشی از تماشای ویدیو، همین موضوع را به او میگوید. جه هونگ از خیانت همسرش و رابطه او با شوهر سو جونگ خشمگین میشود، هرچند خودش نیز در این ماجرا مقصر است.
پس از این افشاگری، شخصیتها مسئولیت اقدامات خود را نمیپذیرند و تقصیر را به گردن یکدیگر میاندازند. جه هونگ علیه سو جونگ موضع میگیرد و ادعا میکند رابطه آنها هرگز عاشقانه نبوده است. خشم فروخورده کیونگ هی نیز آشکار میشود؛ زیرا از نمایش خانوادهای بینقص و انتشار پستهای ساختگی که ثروتش را بر پایه آنها ساخته، خسته شده است.
سو جونگ، جه هونگ را بهدلیل معرفی کارآگاه سرزنش میکند و بو سونگ درمییابد همسرش ماجرا را طراحی کرده بود. دو زوج حتی فرزندان یکدیگر را عامل حادثه معرفی میکنند. دراینمیان، یه جی و مین سو که تنها در کنار یکدیگر آرامش پیدا کردهاند، خانه را ترک میکنند؛ بدون آنکه والدین متوجه نیاز آنها به حمایت شوند.
گروگانگیری دو دختر و سه جسد در خانه تفریحی کیونگ هی
چوی سانگ چول برای پسگرفتن تلفنش مخفیانه وارد خانه کیونگ هی میشود و ویدیوی رسواکننده را میبیند. او تصمیم میگیرد جه هونگ و سو جونگ را با این مدرک تهدید کند. آنها هنوز نمیدانند سانگ چول نا سول را با خودرو زیر گرفته و دختران نقشی در آن حادثه نداشتهاند.
درگیری میان شخصیتها سرانجام سانگ چول را از پا درمیآورد. همزمان، نا دول دو دختر را در خانه تفریحی کیونگ هی گروگان میگیرد. کیونگ هی و سو جونگ برای نجات فرزندانشان راهی آنجا میشوند و همسرانشان نیز به آنها میپیوندند.
کیونگ هی هدایت عملیات نجات را بر عهده میگیرد و حتی مقابل مردی بسیار قویتر عقبنشینی نمیکند. مجموعهای از اتفاقات عجیب به مرگ سانگ چول و نا دول منجر میشود و شمار اجساد را به سه نفر میرساند.
کیونگ هی میداند اقداماتش سرانجام پیامدهایی خواهند داشت، اما برای روبهروشدن با آنها آماده است. محافظت از دخترش تنها هدف اوست و حاضر میشود تمام دستاوردهایش را در این مسیر از دست بدهد. دیگر شخصیتها نیز بدون پرسش درباره عواقب کار، از تصمیمهای او پیروی میکنند.
پلیس درباره ناپدیدشدن نا دول به کیونگ هی مشکوک میشود؛ زیرا آخرین بار او را در ملک این زن دیدهاند. مدارک همچنین نشان میدهند کیونگ هی نا دول را تعقیب کرده بود. او با آرامش توضیح میدهد نا دول را برای تحقیق درباره رابطه همسرش با زن همسایه استخدام کرده است.
این اعتراف، رسوایی خانوادگی را علنی میکند و کیونگ هی بابت حواشی ایجادشده از مردم عذر میخواهد. جه هونگ و سو جونگ به چهرههای منفی ماجرا تبدیل میشوند. درمانگاه سو جونگ تعطیل میشود و جه هونگ نیز اعتبار عمومی خود را از دست میدهد.
تصویر بینقص کیونگ هی با نام کاپیتان پارک فرو میریزد، اما او از این اتفاق نمیترسد. کیونگ هی اطمینان دارد که میتواند شهرت و زندگی خود را دوباره از ابتدا بسازد.
نتیجه تحقیقات پلیس و پایان غیرمنتظره پرونده
ماجرایی که با یک جسد آغاز شده بود، با دفن سه جسد در خانه تفریحی کیونگ هی پایان مییابد. دو زوج باوجود آسیبهای واردشده به اعتبارشان، توافق میکنند این راز را هرگز فاش نکنند. بحران مشترک نیز دشمنان سابق را به متحدانی موقت تبدیل میکند.
پلیس هنگام بررسی پرونده بارها به بنبست میرسد. مأموران خودروی نا سول را از رودخانه بیرون میآورند، اما دوربین داخل خودرو ناپدید شده است. آنها در مقابل، فیلمی پیدا میکنند که حمله خشونتآمیز سانگ چول به نا سول را نشان میدهد.
نتیجه تحقیقات پلیس این است که سانگ چول با کمک دو شیک، رئیس مافیای محلی، دوقلوها را کشته و سپس خود به دست دو شیک به قتل رسیده است. پلیس پرونده را میبندد، درحالیکه دو شیک همچنان بر بیگناهی خود تأکید میکند.
این شیوه رسیدگی به پرونده، به طنزی درباره تحقیقات ناقص و پروندههایی تبدیل میشود که بدون اجرای عدالت پایان مییابند. درنهایت مشخص نیست هر قربانی دقیقاً به دست چه کسی کشته شده است. روایتهای متناقض، پلیس را سردرگم میکنند، اما اعضای خانواده بدون آسیب جدی از آشوب پیرامون خود عبور میکنند.











