جیمز گری درباره ناتوانی مردان در بیان احساسات صحبت کرد
جیمز گری (James Gray)، کارگردان آمریکایی در جشنواره لوکارنو درباره خانواده، فیلم ببر کاغذی (Paper Tiger) و جنبه عاطفی مردان توضیح داد.

به گزارش سینما شارپ، جیمز گری (James Gray) در جشنواره فیلم لوکارنو درباره موضوعات عاطفی، خانواده و چالشهای مردان برای نشان دادن احساسات خود صحبت کرد و گفت جامعه اغلب اجازه نمیدهد مردان با بخش لطیف وجودشان ارتباط برقرار کنند.
این کارگردان آمریکایی در هفتادونهمین جشنواره فیلم لوکارنو حضور پررنگی داشت. او در این رویداد فیلم ببر کاغذی (Paper Tiger) را که نویسندگی و کارگردانی کرده است، معرفی کرد و جایزه افتخاری پلنگ حرفهای (Career Leopard) جشنواره سوئیس را دریافت کرد.
گری همچنین در یک نشست خبری درباره نقش و قدرت سینما صحبت کرد و در گفتوگویی با خبرنگاران درباره موضوعات مختلف، از جمله فیلم جدیدش و تجربههای شخصی خود، توضیح داد.
او درباره خانواده فعلی خود با شوخی گفت همسر و فرزندانش داستانهای دراماتیک زیادی برای فیلمسازی به او نمیدهند.
گری گفت همسرش فوقالعاده است و فرزندانش عالی هستند، اما این موضوع برای درام مناسب نیست؛ چون بیشتر شبیه یک موقعیت کمدی خانوادگی میشود که کسی مثلاً درباره جا ماندن جاروبرقی و زمین خوردن با آن صحبت میکند.
با این حال، خانواده دوران کودکی او تأثیر زیادی بر زندگی و آثارش گذاشته است و همین موضوع باعث شد ببر کاغذی (Paper Tiger) حالوهوایی شخصی و الهامگرفته از زندگی واقعی داشته باشد.
گری توضیح داد که مهمترین تجربه شکلدهنده زندگیاش خانواده نزدیکش، شامل برادر، مادر و پدرش بوده است. او گفت آنها خانوادهای بسیار صمیمی اما پر از مشکلات بودند و اغلب نمیتوانستند عشق خود را بهدرستی نشان دهند.
او افزود با وجود تمام مشکلات، عشق در خانه وجود داشت، اما این خانواده در مدت کوتاهی از هم پاشید. او به دانشگاه رفت، برادرش خانه را ترک کرد، پدرش با مشکلات قانونی روبهرو شد و مادرش بر اثر سرطان مغز از دنیا رفت؛ اتفاقی که شباهتهایی با داستان شخصیت اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) در فیلم دارد.
این فیلمساز گفت مدت زیادی تلاش کرده با این فقدان کنار بیاید. او توضیح داد که پدرش درباره این موضوع صحبت نمیکرد و مادرش دیگر حضور نداشت تا درباره آن حرف بزند. با این حال، او و برادرش اکنون مرتب با هم صحبت میکنند و گاهی درباره گذشته میخندند و گاهی به ناراحتیهای آن دوران فکر میکنند.
گری درباره شخصیتهای ببر کاغذی (Paper Tiger) گفت یکی از مشکلات بزرگ مردان در دنیای امروز این است که آنها اجازه کافی برای ارتباط با بخش لطیف، عاطفی و عاشقانه وجود خود ندارند.
او توضیح داد جامعه اغلب از مردان انتظار دارد نقش فردی را داشته باشند که درآمد کسب میکند، پول به دست میآورد و از خانواده حمایت میکند؛ در حالی که نشان دادن احساسات گاهی برخلاف این تصویر سنتی تلقی میشود.
گری ادامه داد بسیاری از ساختارهای اجتماعی بر پایه رقابت، سختی و بیرحمی شکل گرفتهاند. او مثال زد که حتی در مذاکرههای کاری، معمولاً فردی که اهمیت کمتری به نتیجه میدهد، قدرت بیشتری دارد و همین موضوع نوعی سردی و بیاحساسی را وارد سیستم میکند.
او همچنین گفت زنان با وجود محدودیتهایی که در این زمینه تجربه کردهاند، توانستهاند ارتباط بیشتری با بلوغ عاطفی برقرار کنند. به گفته او، شرایط پیچیدهای ایجاد شده که در آن مردان گاهی نمیتوانند احساسات خود را بیان کنند و زنان نیز همیشه فرصت حضور برابر در فضای اقتصادی و حرفهای را نداشتهاند.
گری توضیح داد این موضوع یکی از محورهایی بود که میخواست در فیلم بررسی کند. او گفت سه شخصیت اصلی فیلم، سه نگاه متفاوت به زندگی و موفقیت دارند.
یکی از آنها مردی است که قوانین بازی اجتماعی را میشناسد و احتمالاً میتواند در آن موفق شود، اما حاضر نیست برای رسیدن به موفقیت از اصول اخلاقی خود عبور کند.
شخصیت دیگر قوانین این بازی را میداند، اما شاید مهارتهای اجتماعی لازم برای موفقیت در آن محیط را ندارد.
شخصیت سوم نیز ممکن است توانایی حضور در این رقابت را داشته باشد، اما سرنوشت شرایط دشواری برای او رقم میزند و مانعی بزرگ در مسیرش قرار میدهد.
گری درباره هدف خود از ساخت ببر کاغذی (Paper Tiger) گفت تلاش کرده تصویری گسترده از معنای زندگی و فعالیت انسان در جهان ارائه دهد.
او درباره ایدههای احتمالی برای فیلمهای آینده گفت هیچوقت با هدف پرداختن به یک موضوع بزرگ مشخص شروع به ساخت فیلم نمیکند.
گری توضیح داد روند کاری او از چیزی آغاز میشود که در همان لحظه برایش اهمیت دارد؛ اینکه چه چیزی از نظر احساسی درون او وجود دارد، چه رابطهای ذهنش را درگیر کرده و چه مسئلهای تلاش میکند خودش را نشان دهد.
او در پایان گفت ابتدا باید از زاویه مهارت و هنر فیلمسازی به اثر نگاه کرد و اجازه داد اگر ایده بزرگی در دل آن وجود دارد، به شکل طبیعی از داستان بیرون بیاید.



